X
تبلیغات
روانشناسی - احساس

روانشناسی

تازه های روانشناسی

احساس

احساس و ادراک از نظر علوم جدید

در این جا مناسب است نگاهی به علوم روز بیفکنیم و احساس و ادراک را از این دیدگاه نیز مورد بحث قرار دهیم .

ادراک یکی از موضوعات مورد بحث اکثر علوم انسانی است . در بین این دسته ازعلوم ، روان شناسی جایگاه خاصی دارد مبحث ادراک در روان شناسی عمومی تحت عنوان « فرآیند یادگیری » مطرح و در بیش تر کتاب های روان شناسی عمومی مورد بحث قرار می گیرد ، روان شناسان به دلیل اهمیت ویژه این بحث علم خاصی را به آن اختصاص داده آن را یکی از گرایش های تخصصی روان شناسی به نام « روان شناسی احساس و ادراک » قرار داده اند این علم ، علم مصرف کننده است و ازعلومی نظیر روان شناسی تجربی ، فیزیک ، عصب شناسی و به ویژه فیزیولوژی استفاده می کند ، موضوع این علم ادراک حسی است که پایه واساس زیستی - شناختی دارد . در این توصیف از ادراک حسی محرک فیزیکی ، موجود زنده و پاسخ فیزیولوژیکی آن یا رفتار ادراکی در چهارچوب طرحهای آزمایشی بررسی می شود وبه کشف قوانین ادراکی و مکانیسم های آن پرداخته می شود .

خلاصه آن که موضوع احساس و ادراک از طرفی شامل بحث و بررسی خصوصیات فیزیکی محرک و چگونگی پاسخ فیزیولوژیکی موجود زنده یااحساس است و از سوی دیگر خصوصیات روانی ، یادگیری ها ، تجربه هاوانگیزه های فرد در موقعیت های اجتماعی و برداشت او را شامل می شود . در این علم امروزه مکتب ها و نظریه های معروفی نظیر نظریه گشتالت ، مکتب ایمز ورفتارگرایان وجود دارد ، می توان گفت آزمایش ها و بررسی های « وبر » و « فخنر » درپیدایش این علم مؤثر بوده قوانین ادراکی و مکانیسم های آن حاصل مشاهده ها وتحلیل های آن هاست ، فخنر یکی از اولین کسانی است که همراه با وبر و وونت بین تاثرات ذهنی و تغییرات محرک فیزیکی رابطه برقرار ساخته در زمینه پسیکوفیزیک مدل (ژ) ب م ث را ارائه داده است همچنین به منظور سنجش احساس قانون معروف خود را عرضه داشت فرمول آن عبارت است از :

احساس مقدار ثابت وبر - لگاریتم شدت محرک - مقدار آستانه مطلق S klog1+ A .

در روان شناسی احساس وادراک در گام اول با چندین مفهوم که هر چند مقارن وهمزمان یکدیگر محقق می شوند ولی با دقت متمایزند ، روبه رو می شویم این مفاهیم عبارتند از : « احساس » ، « ادراک » ، « حافظه » ، « مفهوم سازی » و « شناخت » .

احساس عبارت است از نخستین تجربه ها و یادگیری های آدمی از طریق گیرنده های حسی مختلف .

به دیگر سخن انتقال اثر محرک از گیرنده حسی به سیستم اعصاب مرکزی که به صورت عینی قابل پی گیری است احساس نامیده می شود این احساس ارزش شناختی ندارد و به گونه ای منفعل حاصل می گردد و اساس صد در صدفیزیولوژیک دارد .

این همان چیزی است که در حیوان ونوزاد آدمی به وضوح قابل مشاهده وآزمایش است . احساس در دو مرحله صورت می گیرد : یکی تحریک بیرونی یادرونی و دیگری تاثر عضو حسی که به وسیله یکی از حواس حاصل می شود و ازراه اعصاب آورنده به نخاع و مراکز عصبی منتقل و موجب احساس می شود . درروان شناسی ادراک از آن جهت از احساس بحث می شود که با کیفیات و اعمال روانی در ارتباط بوده مقدمه ای برای هر گونه فعالیت ادراک حسی است .

مرحله دوم رشد ذهنی یعنی معنا بخشی به امور و محرکهای حس شده فرامی رسد ، این معنا بخشی را « ادراک » می گویند مفهوم ادراک دارای ابعاد وسیعی است و در روان شناسی امروز به معنای فرایند ذهنی یا روانی است که گزینش وسازمان دهی اطلاعات حسی و نهایتا معنا بخشی به آن ها را به گونه ای فعال به عهده دارد ؛ به عبارت دیگر ، پدیده ادراک فرایندی ذهنی است که در طی آن تجارت حسی معنا دار می شود و از این طریق انسان روابط امور و معانی اشیا را درمی یابد . این عمل به اندازه ای سریع در ذهن آدمی صورت می گیرد که همزمان با احساس به نظر می رسد . در این عمل تجارب حسی ، مفاهیم و تصورات ناشی از آن ، انگیزه فردو موقعیتی که در آن ادراک صورت می گیرد دخالت می کنند بنابراین هر ادراک براساس انتظارات و پیش داوری های ادراکی که ممکن است به خطا نیز منجر گرددصورت می پذیرد ؛ به عبارت دیگر ، اگر احساس تابعی از محرک است ، ادراک نیزتابعی از محرک های خاصی همچون یادگیری های قبلی ، انتظارات ، حالات انگیزشی ، متغیر عاطفی یا شناختی و نهایتا اتخاذ تصمیم و اراده فرد ادراک کننده است .

مرحله سوم « حافظه ، به خاطر آوردن و تصور » است . هنگامی که انسان در زمینه درک امور و معنی بخشی به آن ها به حد کافی توانمند گردید قادر خواهد بود درغیبت امور حس شده و معنا پیدا کرده از آن ها صورت ذهنیی بسازد که اصطلاحا به آن حافظه می گویند .

بعد از تمرین کافی در این مرحله فرد می تواند به مفهوم سازی از امور ذهنی خودبپردازد ، تفاوت مفهوم سازی با تصور در آن است که در مرحله حافظه فرد امر حس شده و معنا پیدا کرده را به ذهن می آورد اما در مفهوم سازی قادر است آن تصور را به صورت عام در نظر گیرد .

آخرین مرحله رشد ذهنی که توانمندی فرد را در حل ، تعبیر ، تغییر ، تجزیه ، تحلیل ، نقد و ارزشیابی امور ، سبب می گردد « شناخت » نامیده می شود . بنابراین انسان یا حیوان به کمک گیرنده های حسی خود از وجود واقعیات دنیای خارج یاداخل مطلع می گردد و این احساس پس از تفسیر و تعبیر به ادراک می انجامد وتکامل این ادراک به شناخت برخی پدیده های عالم هستی ختم می گردد .

 

مطالب این قسمت برگرفته از منابع ذیل است : روانشناسی احساس و ادراک ؛ احساس و ادراک از دیدگاه روانشناسی ؛ روانشناسی احساس و ادراک ؛ تاریخ روانشناسی ؛ زمینه روانشناسی ؛ روانشناسی ژنتیک تحول روانی از کودکی تا پیری ؛ روانشناسی فیزیولوژیک ؛ مباحث اساسی در روانشناسی ؛ اصول روانشناسی

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 11:13  توسط بیسجردی  |